تشکل های علمی و صنفی
  • انجمن روانپزشکی ایران
  • انجمن روانپزشکی اروپا
  • انجمن pcychosomatic
مقالات
طرح های تحقیقاتی
مجلات عضو
فهرست مقالات ( 4 ) مقاله :
نویسندگان: ماه منیر دانش, سید حمزه حسینی, علیرضا خلیلیان, مهران ضرغامی
کلیدواژه ها : كليدواژه افسردگي پس از زايمان - اضطراب موقعيتي - سلامت رواني
: 29198
: 199
: 0
ایندکس شده در :

 چکيده

مقدمه: اين پژوهش با هدف تعيين ميزان شيوع افسردگى پس از زايمان و برخى عوامل مرتبط با آن در زنان مراجعهکننده به مراکز بهداشتي- درمانى شهر سارى انجام شده است.

روش: اين بررسى به روش توصيفى – تحليلى با 422 نفر از زنان باردار در سه ماههى سوم، مراجعهکننده به واحدهاى مراقبتهاى مادر و کودک 10 مرکز بهداشتي- درمانى شهر سارى از اسفند 1380 تا شهريور 1381 انجام شد. آزمودنىها در مدت 8- 6 هفته پس از زايمان نيز پىگيرى شدند. براى گردآورى دادهها پرسشنامهاى داراى چند بخش شامل مقياس افسردگى پس از زايمان ادينبورگ، فرم کوتاهشدهى اضطراب موقعيتى اشپيل برگر، پرسشنامهى سلامت عمومى و پرسشنامهى ويژگىهاى جمعيتشناختى و اطلاعات مربوط به دوران باردارى بهکار برده شد.

يافتهها: مقياس ادينبورگ 22% (92 نفر) از زنان مورد بررسى را، 8- 6 هفته پس از زايمان افسرده نشان داد. 30% زنان مورد بررسى در سه ماههى سوم باردارى افسرده بودند. پرسشنامهى سلامت عمومى 2/37% (157 نفر) از زنان مورد پژوهش را در سه ماههى سوم باردارى و 31% (132 نفر) را 8- 6 هفته پس از زايمان مشکوک به داشتن اختلال نشان داد. ارتباط معنىدارى بين افسردگى پس از زايمان و رويدادهاى فشارزاى زندگى در طى يکسال اخير، حمايت خانوادگى، وضعيت سلامت کودک، احساس توانايى مراقبت از کودک و وجود بيمارى در زايمان کنونى ديده شد.

نتيجهگيري: شيوع افسردگى و اختلالهاى روانى در دوران باردارى، بالا است و پس از زايمان کاهش مىيابد.

 

نویسندگان: فاطمه شیخ مونسی
کلیدواژه ها : حمله انقباضي چشم - کلوزاپین - دیستونی - حاد - آرتان
: 12908
: 8
: 0
ایندکس شده در :
مقدمه: حمله انقباضي عضلات چشم(Oculogyric crisis) يك نوع ديس توني حاد ناشي از نورولپتيك محسوب ميشود. اين عارضه در مصرف داروهاي آنتي سايكوتيك آتيپيك به خصوص كلوزاپين كه داراي خواص آلتي كلينرژيك است نادر ميباشد. در اين مقاله يك مورد حمله انقباضي چشم به دنبال مصرف كلوزاپين گزارش شده است. مورد: بيماري كه در اين گزارش معرفي ميشود خانم 25 سالهاي است كه به دليل توهمات شنوايي، سست شدن تداعي و بدبيني به اطرافيان با تشخيص اسكيزوفرني تحت درمان قرار گرفت. وي به علت عدم پاسخ به داروهاي آنتي سايكوتيك تي پيك تحت درمان با كلوزاپين قرار گرفت و بعد از آن دچار دفعات مكرر حمله انقباضي چشم شد كه نهايتاً با تجويز آنتي كلينرژيك (قرص آرتان) بهبود يافت. نتيجه گيري: در اين مورد خاص، كلوزاپين مسئول ايجاد ديستوني حاد به صورت حمله انقباضي چشم بوده است. هر چند اين عارضه نادر است، بايد به عنوان يك عارضه جانبي كلوزاپين مد نظر پزشكان باشد. براساس مورد گزارش شده، به نظر ميرسد كه قرص آرتان درمان مناسبي براي اين عارضه باشد.
نویسندگان: سپیده نیکزاد, آذین خزائلی, سید حمزه حسینی
کلیدواژه ها : کلونیدین - سم زدایی - محرومیت اپیوییدها - گل ساعتی
: 9660
: 2
: 0
ایندکس شده در :
از سم زدایی بر پایه کلونیدین بهعنوان پروتکل اصلی درمان بیش از دو دهه استفاده شده است. با این وجود سمزدایی با کلونیدین محدودیتهایی چون عدم تأثیر بر علایم روانی دارد. مطالعات متعدد کارایی عصاره گل ساعتی را در کنترل اضطراب نشان داده است. در مطالعات مستمر ما در زمینه داروهای سنتی که دارای اثرات روانی هستند، مصرف گیاه گل ساعتی، اثر ضداضطراب نشان میدهد که میتوان به عنوان یک عامل کمکی در سمزدایی اپیوییدها با کلونیدین ارزیابی شود. نتایج این مقاله حاصل از یک مطالعه دو سو بیخبر تصادفی کنترل شده قطره گل ساعتی + کلونیدین با کلونیدین + قطره دارونما در سمزدایی سرپایی 65 معتاد به ترکیبات افیونی (اپیویید) میباشد. روش: 65 معتاد به صورت تصادفی برای درمان با عصاره گل ساعتی + قرص کلونیدین یا قرصکلونیدین + قطره دارونما برای مطالعه بالینی دو سو بیخبر در 14 روز تعیین شدند. همه بیماران برای وابستگی اپیویید تحت مطالعه معیار تشخیصی DSM-IV قرار گرفتند. مقدار روزانه ثابت برای گل ساعتی60 قطره و برای کلونیدین حداکثر 8/0 میلیگرم بود. این داروها سه بار در روز در مقادیر منقسم تجویز میشد، شدت علایم محرومیت اپیویید در روزهای0، 1، 2، 3، 4، 7 و 14 با استفاده از مقیاسSOWS (Short Opiate Withdrawal Syndrom) ارزیابی شد. هر دو پروتکل در درمان علایم فیزیکی سندرم محرومیت به طور یکسان مؤثر بودند. با این وجود، گروه گل ساعتی + کلونیدین ارجحیت قابل ملاحظهای نسبت به گروه کلونیدین تنها در کنترل علایم روانی نشان داد. این نتایج نشان میدهد که عصاره گل ساعتی ممکن است عامل کمکی مؤثری در کنترل علایم محرومیت اپیوییدها باشد. اگر چه مطالعه وسیعتری برای تأیید نتایج لازم است.
نویسندگان: ابراهیم صالحی فر, سید حمزه حسینی
کلیدواژه ها :
: 23445
:
: 0
ایندکس شده در :

سابقه و هدف : معمولاً بیماران سرطانی به دردهای شدید مبتلا بوده و سبک زندگی مختل شده ای دارند و بنظر
می رسد که استفاده از مسکن های مناسب بهترین انتخاب برای این افراد باشد . در این مطالعه میزان شیوع سوءمصرف و
وابستگی به مواد در بیماران سرطانی مورد بررسی قرار گرفت.
مواد و روش ها : در این بررسی کلیه بیماران سرطانی استان مازندران که جهت دریافت اپیوم با معرفی نامه پزشک
معالج به دانشگاه علوم پزشکی مازندران مراجعه می کردند، مورد ارزیابی قرار گرفتند .اطلاعات مورد نیاز از طریق
جهت بررسی سو مصرف و DSM IV در I پرسش نامه دموگرافیک و مصاحبه بالینی ساختار یافته برای اختلال های محور
وابستگی به مواد که روایی و پایایی آن قابل قبول بود جمع آوری گردید.
10 درصد وابستگی / 11 درصد سوء مصرف مواد و 1 / یافته ها : از مجموع 238 بیمار سرطانی مورد مطالعه، تعداد 3
به مواد داشتند . رابطه معنی دار آماری بین سن و طول بیماری با میزان شیوع سوءمصرف و وابستگی به مواد در بیماران
در هر دو مورد). بیشترین مواد تجویز شده و مورد سوءمصرف متادون بوده و بیشترین p<0/ سرطانی مشاهده گردید ( 05
وابستگی به اپیوم وجود داشته است.
استنتاج : نتایح نشان می دهد که سوء مصرف و وابستگی به مواد در بیماران سرطانی مورد مطالعه بطو قابل توجهی بالا
می باشد. همچنین علاوه بر وابستگی شیمیائی، به نظر می رسد که میزان اپیوم تجویزی توسط پزشکان موجب تسکین کافی
درد در بیماران نشده است و آنان را به سمت مصرف سایر مواد سوق داده است.